? گناه-عشق-خدا

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 9 بهمن ماه سال 1390
12 روش برای دانستن اینکه تو یکیو دوست داری!


TWELVE:
You talk with him/her late at night and when you go to bed you still think of him/her.


12- تو با او تا دیروقت صحبت می کنی و حتی موقع خوابیدن هنوز هم داری بهش فکر می کنی



ELEVEN:
You walk really slowly when you are with him/her.


11- وقتی با اونی تو واقعا کند راه می ری باهاش



TEN:
You don't feel Ok when he/she is far away...


10- وقتی ازش دوری تو حالت خوش نیست



NINE:
You smile when you hear his/her voice.


9- وقتی صداشو می شنوی لبخند روی لبات میشینه



EIGHT:
When you look at him/her, you do not see other people around you. You see only him/her.


8- وقتی بهش نگاه می کنی وقتی بهش نگاه می کنی آدمای دورو برتو نمی بینی. تو فقط اونو میبینی



SIX:
He/She is everything you want to think.


6- اون همه چیزیه که تو می خوای بهش فکر کنی وقتی بهش نگاه می کنی



FIVE:
You realize that you smile every time you look at him/her.


5- وقتی بهش نگاه می کنی تو می فهمی که روی لبت همیشه لبخنده



FOUR:
You would do anything to see him/her.


4- تو هر کاری رو انجام می دی تا ببینیش





THREE:
While you have been reading this, there was a person in your mind all the time.


3- وقتی داشتی اینو می خوندی یه کسی تمام مدت تو ذهنت بود





TWO:
You've been so busy thinking of that person that you didn't notice that number 7 is missing.


2- تو انقدر مشغول فکر کردن به اون بودی که نفهمیدی که شماره 7 جا انداخته شده





ONE:
You are going to check above if that's true and now you are silently laughing to yourself.


1- تو می خوای بری بالا چک کنی که آیا این درسته یا نه و حالا تو داری تو دلت به خودت می خندی





NOW MAKE A WISH! YOU KNOW WHAT YOU WANT THE MOST......

حالا یه آرزو کن !!! خودت می دونی چیو از همه بیشتر می خوای؟!!

یکشنبه 9 بهمن ماه سال 1390
متن آهنگ نه نرو سیروان(خیلی دوسش دارم)

تورو رنجوندم با حرفام چقد حس میکنم تنهام
چه احساس بدی دارم
از این احساس بیزارم
نه نرو تنهام نزار
من عاشقتم دیوونه وار
نه نه نه نرووو
تنهام نزار
من عاشقتم دیوونه وار
چی شد چشماتو رد کردم
چی شد من با تو بد کردم
نمیدونی ، نمیدونم
ولی بدجور ، پشیمونم
نه ، نرو ، تنهام نزار
من عاشقتم دیوونه وار
نه نه نه ، نرو
تنهام نزار
من عاشقتم دیوونه وار
صدامو میشنوی یا نه
صدایه خستگیهامو
دلم خیلی واست تنگه
ببین دستایه تنهامو
نه ، نرو ، تنهام نزار
من عاشقتم
دیوونه وار
نه نه نه ، نرو
تنهام نزار
من عاشقتم ، دیوونه وار

پنجشنبه 6 بهمن ماه سال 1390
عبور


_________________
یه نگا یه نگا یه قدم یه قدم دنبال تو اومدم
دیدم شدی همه چیزم و واست میگذرم از خودم
به خودم اومدم ، دیدم با همه وجودم عاشق شدم

یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند

جلوی ویترین یک مغازه می ایستند

دختر:وای چه پالتوی زیبایی!

پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟

وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده.

پسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟

فروشنده:360 هزار تومان.

پسر: باشه میخرمش.

دختر:آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری؟!

پسر:پس اندازه 1ساله ام هست نگران نباش.

چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند.

دختر:ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد علاقه ات رو بخری!

پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه:

مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم. برای خرید گیتار میتونم 1سال دیگه صبر کنم.

بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن.

پسر:عزیزم من رو دوست داری؟

دختر: آره.

پسر: چقدر؟

دختر: خیلی.

پسر: یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی؟

دختر: خوب معلومه نه.

یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگوید بیا فالت رو بگیرم.دست دختر را میگیرد.

فالگیر: بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی عاشق.

چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند.

فالگیر: عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی.

دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند...پسر وا میرود!

دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد,

چشمان پسر پر از اشک میشود،رو به دختر می ایستدو میگویید :

او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم،دختر سرش را پایین می اندازد

پسر: تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی...

ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده بودم نفهمیدم...

چرا با من؟چرا بامن اینکارو کردی چرا؟!

دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد...
پنجشنبه 6 بهمن ماه سال 1390
نه به جنیفر لوپز!

هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟"
هیزم شکن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره...

به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره. 

سه شنبه 4 بهمن ماه سال 1390
یه معادله ساده ...(درست یا غلطش رو دیگه نمیدونم)

Love + Care = Mom
Love + Fear = Father
Love + Help = Sister
Love + Fight = Brother
Love + Life = WIFE / HUSBAND

Love+Care+Fear+Help+Fight+Life =REAL FRIEND

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>